شناخت احتیاجات مخاطب مسئله امروز انیمیشن است
کد مطلب : 12163

کارگردان انیمیشن درخت پرتقالی عنوان کرد:
شناخت احتیاجات مخاطب مسئله امروز انیمیشن است

تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۷
مسئله‌ای که خیلی مهم است، شناخت احتیاجات مخاطب امروز است. مسائلی که بر فرض، ما در دهه ۶۰ با آن درگیر بودیم دیگر برای کودک امروز مطرح نیست
Share/Save/Bookmark
به گزارش پایگاه خبری – تحلیلی " سینما تجربی" به نقل از خبرگزاری صبا، امیر‌هوشنگ معین، فارغ‌التحصیل در مقطع کارشناسی‌ارشد کارگردانی انیمیشن از دانشگاه هنر تهران است. او مدرس دانشگاه سوره تهران در رشته‌های انیمیشن وتصویر‌‌سازی و همچنین عضو رسمی انجمن سینمایی فیلمسازان انیمیشن ایران و اسیفا است. ازجمله کارهای ساخته شده هوشنگ معین، می‌توان به انیمیشن‌های «تجریش پارک‌وی»، «تاروپود» و «درخت پرتقالی» اشاره کرد که انیمیشن «درخت پرتقالی» جوایز بسیاری را در جشنواره‌های داخلی و خارجی از آن خود کرده است. وی اکنون درحال ساخت انیمیشن «گرگم و گله می‌برم» است. در ادامه گفت‌وگویی با این هنرمند را می‌خوانید.
ایده ساخت «درخت پرتقالی» از کجا بوده؟ و فکر می‌کنید دلیل دیده شدن کار و جوایزی که گرفت چه بوده است؟
اولین جرقه‌های فیلم از زمانی ایجاد شد که بچه خواهر من به دنیا آمد و من توانستم از نزدیک، قسمتی از این دنیای عجیب کودکی را لمس کنم. دنیای شیرینی که به‌سادگی در آن می‌توان اوج خوشحالی را تجربه کرد. دنیا در این فضا، خیلی دوست‌داشتنی‌تر و لذت‌بخش‌تر است. من فکر می‌کنم انیمیشن «درخت پرتقالی» توانسته قسمتی از آن دنیای کودکی را بازتاب دهد و شاید این دلیلی برای دیده شدن فیلم بوده است.
به‌نظر شما یک انیمیشن خوب می‌تواند چه فاکتور‌هایی داشته باشد؟
بستگی به کارکرد آن دارد و این‌که برای چه مخاطبی کار شده است. هرچند که این یک مفهوم کلی است اما از دیدگاه من بدین شکل است، اگر یک ارتباط فکری و حسی مناسب با فرم، اثر و مخاطب ایجاد شود می‌توان آن را در قالب انیمیشن یا فیلمی «قابل تامل» قرار داد. همین‌طور اگر نوآوری و ناب بودن سوژه را بدان اضافه کنیم، این‌بار می‌توان شاهد یک انیمیشن خوب بود.
فکر می‌کنید میزان مخاطب‌های انیمیشن در ایران میزان قابل‌قبولی است؟
بله؛ همین‌طور است. به‌خصوص در زمینه انیمیشن کودکان، باتوجه به مخاطبان زیاد این عرصه، جای کار کردن بسیار وجود دارد. در این حوزه به‌علت این‌که نسل امروز با سرعت هرچه بیشتری درحال رشد است و احتیاجات جدیدی روز‌به‌روز برای آن به وجود می‌آید، تولیدات جدی‌ای نیاز است. در مورد فیلم‌های کوتاه داستانی با مخاطبان زیادی، خصوصا در تهران روبه‌رو هستیم و امیدوارم که در آینده‌ای نزدیک این اتفاق برای انیمیشن‌های کوتاه ایرانی که در عرصه‌های بین‌المللی هم خوب درخشیده‌اند بیفتد.
کار انیمیشن ایرانی در جشنواره‌های جهانی چقدر موفق است؟
امسال در یکی از معتبرترین جشنواره‌های انیمیشن جهان، داوری ایرانی داشتیم به نام خانم کشکولی‌نیا. این خود حاکی از موفقیت و حضور انیمیشن ایران در سال‌های اخیر است! همین‌طور کار‌های مستقل و غیرمستقل که تقریبا هر روز خبر موفقیت‌های آن‌ها در رسانه‌ها به چشم می‌خورد.
چرا انیماتور‌ها، انیمیشن سه‌بعدی کمتر کار می‌کنند و دو بعدی بیشتر هوادار دارد؟
هرچند آمار دقیقی وجود ندارد اما من خیلی موافق این صحبت نیستم. تولیدات بسیار زیادی در زمینه انیمیشن سه‌بعدی وجود دارد. حتی در انیمیشن کوتاه هم شاهد کار‌های خوب سه بعدی هستیم.
برای جذب مخاطب در کار انیمیشن باید از چه معیارهایی استفاده کرد؟
مسئله‌ای که خیلی مهم است، شناخت احتیاجات مخاطب امروز است. مسائلی که بر فرض، ما در دهه ۶۰ با آن درگیر بودیم دیگر برای کودک امروز مطرح نیست. نکته دیگر این‌که بسیاری از موضوعات به‌شکل غیرواقعی و با توصیفات و نصیحت‌های پدربزرگانه برای مخاطب به نمایش درمی‌آید و این باعث پس‌زدن مخاطب می‌شود. همه بر این موضوع توافق داریم که مخاطب بسیار باهوش است؛ چه کودک، چه بزرگسال. اما باز شاهد فیلم‌های فراوانی هستیم که در آن مخاطب، چندین مرحله جلوتر از فیلم است یا این‌که نمونه خیلی بهتر و تکنیکی‌تر آن را در شبکه‌های خارجی تماشا می‌کند. همین‌طور بنده بر این باور هستم که نیاز به فرهنگ‌‌سازی وجود دارد. ما باید با حمایت انیمیشن کوتاه پیشرو و صاحب تفکر، سلیقه و فرهنگ مخاطب را به پیش ببریم تا بتوانیم مرز‌های جدیدی را در ارتباطات و تفکرات جمعی شاهد باشیم.
چه تفاوتی بین تولیدات جشنواره‌ای و تلویزیونی می‌بینید؟
اساسا کاربرد متفاوتی میان این دو وجود دارد. تولیدات تلویزیونی مخاطبان زیادی دارد و تاکنون بیشتر کاربرد آموزشی و سرگرمی داشته است و بخش اعظم آن برای کودکان و خانواده‌ها تولید می‌شود. همین‌طور نقطه مشترک بسیاری از آن‌ها مجموعه‌ای و سریالی بوده است. این تکرار در پخش و ادامه‌دار بودن در امر آموزش و سرگرمی بسیارحائز اهمیت است. حتی کودکی ممکن است انیمیشنی بلند را ده‌ها بار تماشا کند و هربار چیز جدیدی از آن درک کند و لذت ببرد. سادگی و موجز بودن از دیگر مشخصات کارهای کودک تلویزیونی است که بسته به سن کودک این سادگی نیز متغیر است. نکته دیگر این‌که تکنیک‌های این تولیدات عموما تکنیک‌های ساده‌تری هستند که می‌توانند از لحاظ تولیدی مقرون به‌صرفه و سریع باشند. عموم تکنیک‌های شناخته‌شده در این آثار یافت می‌شود اما همه به‌شکلی ساده شده و تقریبا محدود... همین‌طور در بسیاری از موارد یک کار تلویزیونی دارای پیامی واضح و روشن است؛ البته نمی‌‌توان این مطالب را به همه آثار تلویزیونی تعمیم داد اما درصد زیادی از این آثار باتوجه به سفارش‌دهنده‌شان شامل این موارد هستند. اما درکارهای جشنواره‌ای، آوانگارد و پیشرو بودن آن‌ها به نظر من اولین مشخصه این آثار است. استفاده از تکنیک‌هایی که اکثرا دارای اجرایی بسیار سخت و طاقت‌فرسا هستند و مهارت خاصی را طلب می‌کنند. این آثار عموما از نگاه‌های رایج فاصله گرفته و بسیار شخصی می‌شوند. نگاه فردی فیلمساز بسیار پررنگ و دارای ایده‌های نو در روایت هستند. مخاطب بسیار محدود شده و همچنین داستانی عموما پیچیده و لایه‌دار دارند. در برخی موارد داستان بسیار رنگ می‌بازد و در مقابل جلوه‌های بدیع بصری جلوه‌گری می‌کند. در آخر می‌توان گفت که این آثار بیشتر به‌لحاظ هنری و مستقل بررسی می‌شوند.
به‌عنوان یک کارگردان، چه موانعی را در ساخت انیمیشین‌ها پشت‌سر گذاشته‌اید؟
یکی از مشکلات عمده‌ای که در جریان ساخت انیمیشن کوتاه وجود دارد، هماهنگی با عوامل است. به‌علت این‌که افراد کمی وجود دارند که در تخصص مورد نظر فعالیت کنند، انتخاب‌ها بسیار محدود می‌شود. همان‌طور که اشاره کردم گاهی انیمیشن هنری به شیوه‌ای خاص اجرا می‌شود و کسانی که بتوانند به آن شیوه کار کنند، انگشت شمارند. به‌همین خاطر همکاری و هماهنگی با این عوامل بسیار ظریف و حساس است. موانع اجرایی چون کمبود بودجه و اشکالات فنی نیز که همیشه وجود دارند اما مسئله‌ای که بیش از این موارد برایم چالش‌برانگیز است، داشتن نگاه خلاقانه است که رسیدن به آن فرایندی پیچیده است که سر غذا خوردن و انجام کارهای روزمره هم حتی دست از سر شما برنمی‌دارد و هیچ تضمینی هم در رسیدن به آن وجود ندارد.
چرا بیشتر به ساخت انیمیشن دو بعدی تمایل دارید؟ لطفا کمی توضیح دهید.
پیشینه من نقاشی است. از نوجوانی به این کار علاقه‌مند بوده ام. در انیمیشن دو بعدی این امکان را دارم که از این توانایی بهره ببرم و کمتر به دوستان و همکاران مراجعه کنم. در مورد انیمیشن «درخت پرتقالی» تمام مراحل فیلم را به‌غیر از موسیقی و صداگذاری خودم انجام داده‌ام که البته این روش محاسن و معایب خود را دارد. اما شیوه کاری من بیشتر فردی‌ است. جدا از این، انیمیشن دو‌بعدی، به‌خاطر ماهیتی که دارد بیشتر از دنیای واقعی فاصله می‌گیرد. بر این نظر هستم که گاهی در شرایطی امن همچون تماشای فیلم باید از فضای دنیای واقعی فاصله گرفت و به پرورش فضای ذهنی پرداخت، به رویا‌پردازی یا دنیای فانتزی.
درباره هیات انتخابی و داوری در جشنواره‌ها، چه ملاک‌هایی باید وجود داشته باشد؟
ملاک‌ها باتوجه به موضوعی بودن یا نبودن جشنواره تغییر می‌کنند اما به‌طور‌کلی می‌توان گفت که اول از همه باید از متخصصان این رشته، برای داوری یا انتخاب دعوت شود. وجود افراد غیر‌متخصص در یک ترکیب برفرض پنج نفره اوضاع را کاملا تغییر می‌دهد. در داوری، من بر این عقیده‌ام که کارها تماما براساس کیفیت آن‌ها بررسی شود و نام‌ها و رابطه‌ها کاملا کنار گذاشته شوند. امیدوارم بتوانیم در فرهنگمان تعارف‌ها را کنار گذاشته و بتوانیم نظر‌های واقعی و کارشناسانه خود را به‌روشنی مطرح و از آن‌ها دفاع کنیم. همان‌طوری که فیلمسازی جسارت لازم دارد، کار داوری هم نیاز به جسارت دارد. کارهای نو و خلاق فارغ از هر نامی که پشت آن‌ها وجود دارد، باید دیده شوند. همچنین فکر می‌کنم ترکیب داوران جوان و پیشکسوت نیز می‌تواند کیفیت این امر را بهبود بخشد.
لطفا کمی درباره سبک کاری‌تان توضیح دهید؟
من در پروژه انیمیشن «درخت پرتقالی» بیشتر در پی جنبه تصویری و نگاه سیال بودم. شیوه‌ای که در این پروژه کار شده را به‌نوعی می‌توان نقاشی دیجیتال نامید که افکت‌هایی شبیه به تکنیک انیمیشنی نقاشی روی شیشه دارد اما به‌شکل دیجیتالی انجام شده است. فریم‌های این فیلم تک‌تک نقاشی شده‌اند و تماما پلان‌های به‌هم مورف شده هستند و تقریبا در هیچ کجا، تصویر کات نمی‌‌شود. فضایی فانتزی‌ای در کار وجود دارد که دنیای کودکی را به‌تصویر می‌کشد. تلاش بر این بوده تا فضا‌ها عموما ساده و خالی از عنصری اضافه ترسیم شود. اما چیزی که من به‌صورت ویژه تمایل دارم که اتفاق بیفتد این است که فیلمساز و فیلمش در یک ارتباط دو جانبه قرار بگیرند و هریک از دیگری تاثیر بگیرند. نمی‌‌دانم چقدر این امر می‌تواند محقق شود یا تا کجا می‌توان پیش رفت، اما معتقدم که اکتشافاتی به دست می‌آید که فیلم به چیزی فراتر از یک محصول از قبل فکر شده و حساب‌شده بدل می‌شود. البته این شیوه‌ای‌ است که من متمایل به انجام آن هستم و مسلما مشخصات و معایب خود را داراست.