کد مطلب : 2692
مقایسه تطبیقی فيلم كوتاه و داستان كوتاه؛
مجال بیرحمانه اندك بود و واقعه سخت نامنتظر
تاریخ انتشار: يکشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۱۸
باید اذعان داشت بررسي داستان كوتاه و فيلم كوتاه در كنار هم، كاري بس دشوار است. خلق اثري تأثيرگذار و جذاب در اين دو قالب، به ظاهر آسان اما به واقع بسیار دشوار و نیازمند مهارت ويژهاي است؛ به همين ترتيب نوشتن در باب آنها نيز آگاهي از هر دو اين مقولات را طلب ميكند.
داستان كوتاه و فیلم کوتاه هر یک خود به تنهايي داراي گونههاي متفاوت و مستقلی هستند. مثلاً داستان کوتاه انواع مختلفی مانند Short Story، Minimal Fiction، Micro Fiction، Flash Fictio، Fiction Post Card و... را شامل میشود و همچنین بررسي وجوه تفاوت آن با مثل، قصه و حكايت به فصلي مجزا براي تحقيق نيازمند است. با اين حال در اين يادداشت سعي شده تا با نگاهي اجمالي و در مقايسهاي تطبيقي به بررسي وجوه اشتراك و افتراق ميان فيلم كوتاه و داستان كوتاه پرداخته شود.
ویژگیهای داستان کوتاه
تنوع ضرورتهاي اجتماعي در دوران مدرن، تغيير وضعيتها، افزايش شتاب زندگي و... همگي عواملي هستند كه باعث شكل گيري و فزوني گرايش به خلق آثاري در قالب داستان كوتاه (و فيلم كوتاه) شده است. نويسنده دوران مدرن با تمركز به روی انسان و بدون قضاوت نسبت به شخصيتها به نگارش داستان اقدام ميكند و از سوی دیگر خود را موظف به تمام كردن ماجرا نميداند. او همه وقايع را به طور نسبي در نظر ميگيرد. با نگاهی گذرا به چند داستان کوتاه متوجه میشویم که در خلق داستانهای کوتاه چند نکته اصلی کاملاً مشهود است:
۱. شخصیت پردازی سطحی، با تعداد شخصیت های محدود
۲. خلق زمینهچینی بسیار کوتاه
۳. تدوین عمل صعودی؛ نقطة اوج و فرودی عمل، کوتاه و سریع
۴.ایجاد فضا و مکان مینی مال محدود
جایگاه مخاطب
ادبيات كلاسيك در کشور ما همواره بيشتر به داستانهاي بلند نظر داشته و از اين رو مخاطب به دلايل مختلف اجتماعي كمتر به روايتهاي كوتاه گرايش داشته است. مخاطب ایرانی نياز دارد تا با فضا و شخصيتها صميمي شود و خو بگیرد و اين اتفاق در رُمان به دلیل حجم صفحات، بیشتر و بهتر رخ ميدهد. به اين ترتيب اساساً در جامعة ما توجه به داستان كوتاه بيشتر از سوي مترجمان ادبی و علاقهمندان خاص به اين داستانها بوده و نويسندة داستان كوتاه كمتر از سوی مخاطب عام مورد توجه قرار گرفته است.
دقيقاً مشابه چنين وضعيتي را (البته به دلايل متفاوت) در سينماي كوتاه شاهد هستيم. به دلايل مشابهی که در ارتباط با داستان کوتاه ذکر شد و البته با این تفاوت که فیلمهای کوتاه به راحتی و وفور داستانهای کوتاه در اختیار مخاطب عام قرار ندارند، فرهنگ ديدن فيلم كوتاه كمتر در ميان عموم جامعه جايي براي خود باز كرده است و ديدن اين فيلم ها غالبا در ميان جمع معدودي از فيلمسازان و علاقهمندان سینما رواج دارد.
زمان
مهمترين ويژگي و البته وجه اشتراك ميان داستان كوتاه و فيلم كوتاه در محدوديت زماني هر دو است. معمولاً فيلمهاي كوتاه از زماني بين چند ثانيه تا ۴۰ دقيقه برخوردارند و داستان كوتاه نيز بايد شامل حجم مشخصي از كلمات باشد. البته در مورد هر دو اين مقولات، زمان دقيقی فرض نشده است. اما هر چه تأثيری كه بر مخاطب گذاشته ميشود در زمان اندكتري رخ دهد، فيلم و يا داستان ما از كيفيت بيشتري برخوردار است.
ايجاز
محدوديت زماني سبب به وجود آمدن يك نقطه مشترك و البته اساسي ديگر ميان اين دو مقوله شده است. داستان كوتاه و فيلم كوتاه بايد بدون لفاظي، شاخ و برگ اضافي و با نظمي دقيق و بدون زوائدخلق شوند.
هر كلمه در داستان كوتاه بايد در جاي دقيق خود به كار رود و به همين منوال در فيلم كوتاه، هر نما دارای كاركرد و در جهت ايجاد مفهوم و حس خاصي است. گويي كلمات و نماها به ساخت ديواري منجر ميشوند كه اگر هر كدام از آنها را حذف كنيم، ديوار فرو خواهد ريخت.
شخصيتها
در داستان كوتاه نميتوان به توصيف قبل و بعد زندگي شخصيتها، بررسي ويژگيها و خصايصشان و... پرداخت. بلكه شخصيتها فقط مجري واقعه و البته گاهي خودشان آن واقعه مورد نظر هستند. در داستان كوتاه برش از يك داستان به داستان ديگر و يا تغييرات مكاني و زماني مداوم، امكانپذير نيست. اما در فيلم كوتاه به سبب وجود عامل تصوير در كنار كلمات، ميتوان حتي با نشان دادن يك عكس و بيان چند كلمة كوتاه، بخشی از گذشته شخصيت و موقعيت کنونی او را آشكار كرد. با اين حال بايد توجه داشت كه زماني كه به اين بخش اختصاص دارد بسيار كوتاه است و بايد فوراً سر اصل مطلب رفت. از طرفي جابهجاييهاي زماني و مكاني، سردرگمي و در نهايت گيجي و كسل شدن بيننده را در پی خواهد داشت.
موضوع
براي نگارش يك داستان كوتاه یا یک فیلمنامة کوتاه نميتوان هر موضوعي را انتخاب كرد. بهتر است داستان را از لحظههاي پاياني واقعه شروع كرده و بيشتر به موضوعاتي كه داراي ضرباهنگ سريع و تأثير حسي شديد هستند، بپردازيم.
لازم است كه نويسنده و فیلمساز بر موضوع، مضمون (موضوع و مضمون مترادف نیستند) و همة احوالات شخصيتها و كليت داستان کاملاً واقف باشند تا بتوانند برش درستي از آنچه را که در ذهن دارند، به مخاطب عرضه کنند.
شبیه یک نتیجهگیری!
يك داستان كوتاه يك كل كامل است؛ به اين معنا كه بايد تمام خصوصيات لازم داستان بودن را به طور فشرده در خود داشته باشد. فيلم كوتاه نيز همان فيلم بلند در يك الگوي كوچك و متراکم است. یعنی به فيلمنامه، عوامل حرفهاي، ميزانسن، دكوپاژ و... نياز دارد كه متأسفانه این موارد در كشور ما كمتر مورد توجه است و به دليل كمبود بودجه و ديده نشدن عوامل يك فيلم كوتاه، معمولاً كارگردان سعي ميكند که اکثر امور فني فيلم را خود به تنهايي انجام دهد.
علي رغم اينكه ساخت فيلم كوتاه و يا نگارش داستان كوتاه به مهارت زيادي نيازمند است، متأسفانه خلق چنين آثاري در كشور ما به مشق شب آماتورهاي علاقهمند به سينما و ادبيات تبديل شده است. از اين رو عمدتاً آثار بيكيفيتی در این دو حوزه تولید ميشود و پيشرفت ما در اين دو مقوله (به جز موارد معدودي) چندان قابل توجه نبوده است.
توجه۱: عنوان این مطلب برگرفته از اشعار احمد شاملو است.
توجه۲: منابع نزد نویسنده محفوظ است.
*ندا زندی