چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۴۰
کد مطلب : ۹۸۹۳

نقد رامتین شهبازی بر مستند «اهالی خیابان یک طرفه»

۰
مهدی باقری در مستند «اهالی خیابان یک طرفه»، تاریخ و زندگی خیابان سی تیر را دست مایه پژوهش و کارگردانی خود قرار داده است. مستند و آثار داستانی که پیرامون شهر یا محله ای خاص مقابل دوربین می روند از چند منظر قابل تاویل و توجه هستند. نخست این که این گونه فیلم ها می توانند منابع معتبری برای پژوهش های جامعه شناسی باشند، از سوی دیگر در حوزه های مطالعات فرهنگی این شکل فیلم ها به رفتار و شیوه زندگی افرادی می پردازد که در ذات خود روابط شهر را شکل داده و آن را از پوسته صرف خارج می کنند. در حوزه مطالعات فرهنگی، نظریه پردازان این حوزه شهر را به دو عنصر در هم بافته تقسیم کرده اند. نخست پوسته شهر است که آن را با عنوان انگلیسی City می شناسیم و دوم روابط و روح شهر که از آن با عنوان Urban یاد می کنند. هردو پوسته و روح شهر دائم در حال تغییر هستند. اصولا یکی از معیارهای شناخت شهر بررسی همین شکل تغییر است. پوسته متفاوت روحی متفاوت را نیز تولید می کند که در طول تاریخ به اسناد مهمی برای مطالعه تبدیل می شوند. اسنادی که «تاریخ» و «فرهنگ» تولید می کنند.
«اهالی خیابان یک طرفه» نیز مستندی راجع به شهر است. راجع به خیابانی که هم هویت تاریخی دارد و هم هویت فرهنگی. اما در بررسی رویکرد فیلمساز باید به این نکته توجه داشته باشیم که کلیدواژه فرهنگ در این میان چگونه معنی می شود. برای شناخت فرهنگ شهر یا بهتر بگوییم فرهنگ خیابانی که باقری آن را برگزیده نیاز است روایت اثر را با هم مرور کنیم.مستند «اهالی خیابان یک طرفه»، روایت خود را بایک مقدمه ای آغاز می کند که در ابتدای فیلم نقش می بندد. در این مقدمه که آن را به مثابه پیرامتن، متن اصلی، یعنی خود فیلم می شناسیم، تاریخ به مثابه رجوع به افراد و رویدادهای خاص نقش می بندد. یعنی تاریخی که در ادامه فرهنگ طبقه خاص یا به عبارت دیگر فرهنگ مبتنی بر تعریف ماتیو آرنولد یعنی «بهترین گفته ها و اندیشیده ها» را می سازد. همین خود یک نکته کلیدی برای ورود به فیلم محسوب می شود. فرهنگ خواص موجب شکل گیری خاطره جمعی می شود. زیرا این فرهنگ، از شیوه زندگی شاعری همچون ایرج میرزا گرفته تا دولتمردی همچون قوام السلطنه تا شیوه زندگی یهودیان و ارامنه و... سبب می شود تا مردم به وقایعی برسند که در آن سهم مشترک داشته اند. این نکته توسط یکی از ساکنین خانه ای قدیمی در خیابان سی تیر نیز بیان می شود. این که چقدر علاقه دارد مردم خاطرات جمعی خود را فراموش نکنند و اگر پوسته این خاطرات به ویرانی برسد، به تبع و طبع خاطرات نیز که امری ذهنی است ویران خواهد شد. بنابراین باقری ابتدا شروع می کند با نمایش ابنیه و افراد خاص محله همچون لوون هفتوان و... به مرور این خاطرات جمعی پرداختن. یعنی فیلمساز سراغ متونی می رود که برای عامه مردم شناخته شده است. اما در میانه راه مسیر را تغییر می دهد. برای تبیین این مسئله بد نیست فیلم را سروته بخوانیم. پیرامتنی همچون پیرامتن نخست در انتهای فیلم شکل می گیرد که در آن در می یابیم، نهایت کار برای فیلمساز تنها افراد مهم یا تعبیر آرنولدی و قرن نوزدهمی از فرهنگ مدنظر نبوده است. در انتها باقری از همه نام های مهم این خیابان می گذرد تا به این جمله برسد که : این خیابان مهم است چون مردم هنوز در آن زندگی می کنند.(نقل به مضمون) این نکته نشان می دهد در میانه راه تعریف فرهنگ دستخوش تغییر شده است. حال فیلمساز در برخورد با بانوی ارمنی و یا شخصی که از آلبوم خاطراتش و... تعریف می کند، عنصر «تداعی» را جایگزین خاطره جمعی کرده است. تداعی برخلاف نشانه امری شخصی است. یا بهتر است بگوییم به جای اینکه حس اجتماعی داشته باشد، امری روانی و فردی محسوب می شود. بنابراین فرهنگ از صدر به کنش های روزمره تغییر شکل یافته و تمامی کنش های انسان به مثابه رسانه فرهنگ عمل می کند. برای این منظور دیگر مهم نیست در این خیابان فلان هنرمند یا سیاست مدار معروف زندگی کرده اند. یک کاسب محل نیز در همین راستا می تواند آدمی مهم تلقی شود. اما نکته «اهالی خیابان یک طرفه» اینجاست که این تداعی ها در مرحله تحقیق باقی می مانند و در مقابل دوربین کارایی لازم را پیدا نمی کنند. به گفته ای دیگر درون فرم مستند قرار نمی گیرند و مجرایی که بتواند ارتباط لازم را با مخاطب برقرار کند گنگ باقی می ماند. شاید دلیل را نیز بتوان در دقیقه ۳۰ به بعد فیلم جست و جو کرد که لحن فیلم تا حدودی تغییر کرده و مقوله خاطرات جمعی جای خود را به تداعی داده است. پیرامتن انتهایی فیلم کمی دیر ظاهر می شود. با اینکه ایده و نگاه باقری جالب توجه و دارای استراتژی مناسب است، اما از منظر روایت این همنشینی چندان مناسب نمی نماید. با این وجود و جدا از روایت کلی کار، باقری کوشیده از منظر تصویری مستندی را به نمایش بگذارد که چشم نواز باشد. تصاویر به عکس هایی می مانند که می تواند همچون نشانه ای به عکس های قدیمی شباهت یافته و بر ناخودآگاه مخاطب تاثیر بگذارد. ایده نخستین فیلم هم که تصاویر از انعکاس یا بازنمایی واقعیت بر آب است جالب توجه به نظر می رسد. گویا از دنیایی وهم گونه قدم به واقعیت می گذاریم. مستند «اهالی خیابان یک طرفه»، نیاز به یک رشته متصلی دارد تا نگاه پس فیلم را درون فیلم نیز متجلی کند. نگاهی که نشان می دهد پژوهشگر و سازنده فیلم به کشف آن نائل آمده و این نیز خود در حوزه مطالعات میان رشته ای مقوله قابل توجهی است.
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما