۱
يکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۱۴
کد مطلب : ۸۲۱۷
حسین عیدی‌زاده

نقد حسین عیدی زاده بر مستند «قوی‌ترین مرد دنیا»

۰
نقد حسین عیدی زاده بر مستند «قوی‌ترین مرد دنیا»
هرکول

آرنولد شوارتزنگر در سال ۱۹۴۷ متولد شد، از پانزده سالگی پرورش اندام را شروع کرد و در بیست سالگی عنوان «آقای دنیا» را گرفت و به پرورش اندام ادامه داد و در ‌‌نهایت هفت بار عنوان «مس‌تر المپیا» را به خود اختصاص داد. او یکی از چهره‌های مهم پرورش اندام است و در این زمینه مقالات و کتاب‌های متعددی نوشته است. او اولین بار در سال ۱۹۷۰ عنوان آقای المپیا را گرفت و از آن زمان تاثیری به سزا بر ترویج پرورش اندام در دنیا گذاشت. آمار نشان می‌دهد موفقیت او در مسابقات زیبایی اندام و بعد رفتن‌اش به هالیوود به دلیل اندام ورزیده‌اش که مناسب نقش‌های هرکولی بود موجب شد موجی در میان نوجوانان و جوانان اواخر دهه ۱۹۷۰ و دهه ۱۹۸۰ راه بیفتد برای روی آوردن به پرورش اندام. آرنولد خودش نماد موفقیت برای دوست‌داران پرورش اندام است؛ رشته ورزشی که به نظر می‌رسد نیازی به مغز ندارد و تنها جایگاه عضلات ورزیده است اما آرنولد با پیروزی در مسابقات پرورش اندام، سپس موفقیت در هالیوود و در آخر فرماندار کالیفرنیا شدن نشان داد که از راه این ورزش هم می‌توان به چهره‌ای موفق رسید. حالا فیلم «قوی‌ترین مرد دنیا» داستان گاتان مردی را روایت می‌کند که آرنولد یکی از الگو‌هایش است، او را دوست دارد و بار‌ها فیلم برنده شدن او در مسابقات پرورش اندام را نگاه کرده و کتاب زندگینامه او به نام «یادآوری کامل» را می‌خواند و خودش را با او مقایسه می‌کند، هرچند او اصلا در فکر شرکت در مسابقات زیبایی اندام نیست. گاتان در کوهای آلپ زندگی می‌کند و یکی از اعضای تیم نجات است. در ابتدای فیلم او را در حال ورزش کردن می‌بینیم؛ او برای دست یافتن به اندام ورزیده‌اش اصلا از آمپول و می‌ان‌بر استفاده نکرده بلکه همانطور که در ابتدای فیلم می‌بینیم همیشه طبیعت مکمل ورزش او بوده؛ از صخره‌ها بالا می‌رفته و با جهش شیب کوه را پایین می‌آمده و همانطور که جایی به نامزدش می‌گوید در کودکی کیسه‌های برنج را به جای وزنه بالا و پایین می‌کرده. اما همانطور که خود گاتان می‌گوید چیزی که برای او اهمیت ندارد شرکت در مسابقات است، بله مسلما او از انتخاب به عنوان قوی‌ترین مرد دنیا خوشحال می‌شود اما واقعیتش این است که در مشغول بودن به کارش (گروه نجات کوهستانی در زمستان و غریق نجات در مارسی در تابستان) برایش دلخوشی بیشتری دارد. خودش می‌گوید، و این حرف را با جملاتی فلسفی می‌گوید که هدف از ورزش کردن درواقع میل به بهتر شدن است، میل به قوی‌تر شدن، میل به ورزیده‌شدن. پرورش اندام برای گاتان یعنی ساختن یک عضله و بعد نابود کردن آن و ساختن عضله‌ای بی‌نقص‌تر. گاتان آدمی متفاوت با بسیاری از دوست‌داران پرورش اندام است که بی‌کله هستند! او ساکسیفون می‌نوازد و به فیلم‌هایی علاقه دارد که قهرمانشان مردی است تک‌افتاده مثل قهرمان‌های وسترن و برای همین مثلا «وولورین» را دوست دارد و یا «کُنان بربر» با بازی آرنولد را، فیلمی که از نظر سینمایی اصلا و ابدا فیلم مهمی نیست اما تاثیر عمیقی بر نسلی از جوانان و از جمله گاتان گذاشته است و آن‌ها را به هنر زیبا کردن عضلات بدن سوق داده است. گاتان جدا از نگاه متفاوتش به پرورش اندام، از جهتی دیگر هم آدمی جالب است؛ او نمی‌داند پدر و مادر فیزیولوژیکی‌اش چه کسانی هستند. در کودکی او را به فرزندی پذیرفته‌اند و برای همین است که به قول خودش از ناشناخته‌ها می‌ترسد و چون نمی‌دانسته چه ژنی در بدنش وجود دارد و این ژن در بزرگسالی بدن او را چه شکلی می‌کند به ورزش و پرورش اندام روی آورده تا بتواند بدنش را آنطور که می‌خواهد بسازد تا ناگهان با بدنی ناشناخته مواجه نشود. «قوی‌ترین مرد دنیا» مستندی است که به اندازه‌‌ همان ۵۰ دقیقه مدت زمانش ارزش دیدن ندارد، مستندی شاهکار یا ماندگار نیست اما سوژه جالبی دارد، مردی که بسیاری از پیش‌فرض‌های آدم درباره یک عشق پرورش اندام را عوض می‌کند. این درست است که همه ورزشکاران پرورش اندام مثل گاتان نیستند و خود گاتان هم یک فیلسوف نیست اما به هر حال آدمی جذاب است مثل هرکول که هم می‌تواند بسیار پرزور باشد و در میان کوه‌ها راه برود درحالیکه کوه‌ها در برابرش زانو زده‌اند و در عین حال در یک مهمانی خودمانی ساکسیفون بنوازد. گاتان یک غریق نجات است و شاید همین شغل دومعنایی عنوان فیلم را توضیح دهد، نجات جان آدم‌ها کار کمی نیست که مستحق عنوان «قوی‌ترین مرد دنیا» نباشد.
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

نظرات شما
بهاره رحیمی
۱۳۹۴/۰۵/۲۰ ۲۲:۳۶
هنوز اشکهای از شوق مادرش در چشمانش بود که خنجری از پشت بر قلبش فرو رفت