يکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۳۶
کد مطلب : ۸۲۱۲

نقد امیر فرض الهی بر مستند «آقای بیکار»

۰
نقد امیر فرض الهی بر مستند «آقای بیکار»
حديث نفسي خوش ساخت
مستند «آقای بیکار» ساخته علی همراز

1- در نظر اول مستند «آقاي بيكار» اثر خوش ريتمي است كه فيلمساز حديث نفس خود و همكاران فيلمسازش را روايت كرده و به نوعي اتوبيوگرافي محسوب مي‌شود. اتوبيوگرافي درباره جواناني كه مي‌خواهند فيلمساز باشند و حاضر نيستند حتي به قيمت عذاب كشيدن سخت بيكاري از همه نظر (رواني، اجتماعي، مالي و ...) در حرفه‌اي ديگر سر كنند و اين علاقه‌مندي را در خود را سركوب كنند. در نگاه كلي اين اثر ساختاري تيزر مانند دارد و ميزانسن اين اثر به شدت در خدمت ايده سرتاسري كار است و از آنجا كه فيلمساز اقتضائات مخاطب را درنظر گرفته است ؛ رعايت حال مخاطب را كرده است و در دو سوم از كارش حوصله مخاطب را سر نمي‌برد (یک سوم ابتدایی و یک سوم انتهایی).اما واقعيت اين است كه بخش مياني اين اثر از حوصلة حتي مخاطب خاص (همكاران فيلمساز) هم خارج مي‌شود. حتي اگر همذات پنداري خوبي با اثر داشته باشيم و افكار جاري بر اين فيلم را حديث نفس خود نيز بدانيم و با وجود اينكه اين فيلم در تمام دقايقش شاخصه ريتم مناسب را رعايت كرده باشد ؛ اما در مجموع به حاشيه رفتن‌هاي مياني فيلم، از هر دري سخن گفتن ، و از زمين و زمان ناليدن ، موجب از هم گسيختگي كار مي‌شود. حتي اگر كارگرداني خوب بر يك اثر سوار باشد.
۲- اين فيلم در زمره آثاري در حوزة مستند محسوب مي‌شود كه فيلمساز كاملاً به سيناپس قبل از توليد اين اثر براي توليد آن رسيده است و حتي در برخي از سكانس‌ها مي‌توان گفت كه سناريويی نوشته شده كه در آن دكوپاژ با ميزانسن كاملاً هماهنگ است و اين سناريوی نوشته شده به موازي فرمايش به اجرا در نيامده است. بلكه شيوه توليد آن در كارگرداني براي مخاطب باورپذير و قابل فهم است و اين بزرگترين مزيت اين اثر است و همانطور كه مي‌دانيم در سينماي مستند اجراي فعل به فعل سناريوي نوشته شده (از آنجا كه رفتارها و گفتارها در سينماي مستند ذاتاً بايد تفاوت ماهوي با سينماي داستاني داشته باشد) امري است سهل و ممتنع و گريزگاهي است كه اگر به درستي به اجرا درنيايد اثر را نابود مي‌كند و از فهم ودرك مخاطب خارج مي گردد، پس انصافاً بايد بپذيريم كه فیلم «آقاي بيكار» از اين ورطه خطرناك كه گاه مي تواند موجب وارونه شدن يك اثر باشد به خوبي عبور كرده است و اين مزيت عمده‌اي به حساب مي‌آيد كه بسياري از آثار مستند در آن گير مي‌كنند.

۳- بسياري از تمهيداتي كه كارگرداني براي حضورش در اجتماع تدارك ديده (نظير كارگذاشتن به دوربين شيوه‌اي ظريف در جلوي تاكسي پدرش) ، تمهيداتي قابل توجه و تأمل است. اما فيلمساز ما در اينجا از بسياري از اين موارد عبور كرده. با آنكه گپ زدن با مردم و وسيع كردن گسترة اجتماعي موضوع بيكاري در جامعه مي توانست اين مستند را به اثري جهان شمول تبديل كند اما كارگردان اين فيلم با اين نيت دوربين اش را به داخل اجتماع برده است كه فقط روحيه‌اش عوض شود. اما اگر فيلمساز سعي می كرد موضوع بيكاري را در دايرة وسيع اجتماع ببيند و اين موضوع را فقط از جنبه شخصي مورد بررسي قرار ندهد مي‌توانست اين فيلم را به اثري برجسته تبديل كند. اثري كه هر مخاطبي با هر ميزان سوادي بتواند بيكاري خود را در سنين بيكاري اش در اين فيلم ببيند و با پوست و گوشت خود آنرا درك كند. اما افسوس كه اين اثر در حديث نفس بودن مي‌ماند و سقف نگاه فيلمساز در آن از محدوده خويشتن خويش عبور نمي‌كند. اما بدون شك با وجود اين نقيصه ، اين مستند اثري خوش ساخت محسوب مي‌شود و اميدوارم فيلمساز در آثار بعدي‌اش جهان شمول تر به موضوع موردنظرش بنگرد.
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما