جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۳۴
کد مطلب : ۸۱۸۲

نقد مهرزاد دانش بر مستند «سچانک»

۰
نقد مهرزاد دانش بر مستند «سچانک»
پرواز در دوردست
مستند «سچانک» ساخته مازیار مشتاق گوهری

سچانک؟ معنی این لغت را نمی‌دانیم. فیلم که شروع می‌شود، با تأکیدی که بر سازه‌های طبیعی صخره‌ها و تپه‌های میانه بیابان‌های منطقه جنوب شرق ایران به عمل می‌آید و حرفه ماهیگیری بومیان منطقه به نمایش درمی آید، در می‌یابم که مستند اختصاص به موضوعی درباره و یا برآمده از منطقه سیستان و بلوچستان دارد. اما هنوز معمای سچانک برایمان باقی است؛ پس کنجکاوانه تماشای فیلم را ادامه می‌دهیم.
ساختار فیلم، اپیزودیک است. در آغاز هر فصل، عنوان اپیزود و نیز قطعه‌ای شعر و یا متن ادبی و یا فولکلوریک به شکل میان نویس ظاهر می‌شود و خبر از مقطع جدیدی در بطن روایت می‌دهد. فیلم بیست و اندی اپیزود دارد. در این مقاطع پی در پی چه می‌گذرد؟
بعد از مقدمه، چند نفر از بومیان منطقه را می‌بینیم که با تمهیدی غریب (آب ریختن در سوراخ‌های منتهی به لانه موش‌های بیابانی) درصدد شکار موش هستند. آیا فیلم درباره موش‌ها است؟ اپیزود بعدی به این سوال جواب منفی می‌دهد. بومیان روز بعد، موش را داخل سبدی در وسط دشت می‌گذارند و منتظر می‌مانند تا پرنده‌ای به قصد شکار او به سبد نزدیک شود و خودش گیر بیفتد که چنین نیز می‌شود. آیا در حال تماشای مستندی راجع به پرندگان موش خوار هستیم؟ فروش پرنده به پیرمردی محلی این سوال را هم پاسخ منفی می‌دهد. پیرمرد پرنده را با خود به بیابانی دیگر می‌برد و سازه‌ای محدود در وسط بیابان بنا می‌کند و با لطایف الحیلی، قصد اصلی‌اش را که عبارت از شکار یک شاهین بزرگ است، نمایش می‌دهد. پس معلوم می‌شود که فیلم درباره شاهین است. اما دست به دست شدن شاهین توسط دلال‌ها، نکته‌های دیگری را هم به این مطلب می‌افزاید. به تدریج به موضوع اصلی که متناسب با نام فیلم هم هست نزدیک می‌شویم و بعد از گذشت ده پانزده اپیزود متوجه می‌شویم که این شاهین‌ها را به قصد فروش به شاهزادگان امارات متحده عربی برای شرکت در یک جشنواره لاتاری و مسابقات پرندگان شکاری با مشارکت ۳۰۰ پرنده در ابوظبی می‌فروشند. در همین رفت و آمدهای دلال‌ها هم هست که پی به راز عنوان مستند می‌بریم: سچانک در زبان محلی مردم سیستان به معنی پرنده است.
مازیار مشتاق گوهری که عموم آثار قبلی‌اش هم درباره بافت معیشتی و اقلیمی سیستان و بلوچستان بوده است (از جمله مستند گاندو که نگاهی به زندگی و حیات تمساح پوزه کوتاه ایرانی در منطقه سیستان و بلوچستان دارد و یا مستند همراه با زندگی که درباره یکی از خبرنگاران و عکاسان قدیمی استان سیستان و بلوچستان است و سال گذشته هم در جشنواره حقیقت شرکت داشت) در مستند سچانک، سراغ موضوعی جذاب رفته است: اینکه چگونه مرحله به مرحله، روند معامله بر سر انتقال شاهین‌های منطقه به کشور امارات صورت می‌گیرد. ساختار قسمت به قسمت روایت، این فرصت را به اثر داده است تا تمرکز مناسبی بر موقعیت‌های هر مرحله، از تهیه دام گرفته تا نحوه شکار و چانه زنی و... صورت پذیرد و برای همین حتی اگر هم متوجه گویش و لهجه و زبان آدم‌های داستان نشوید، با توجه به بافت درست تصویر و توالی موقعیت‌ها، منظور اثر به خوبی منتقل می‌شود. سچانک، حکایت دخل و تصرف آدمیان در گردش و نظم طبیعت جانوری است؛ دخل و تصرفی که به فرجامی تلخ منتهی می‌شود. آزاری که به پرنده‌ها می‌رسد؛ از بستن پلک‌ها با نخ و گره گرفته تا پیچاندن شان در حوله‌ای که مانع از پروازشان شود، و از عمل جراحی‌ای که رویشان به قصد شرکت در مسابقه به عمل می‌آید تا دواندنشان به دنبال تکه‌ای گوشت، صحنه‌هایی دلگیرکننده برای مخاطب است؛ اما این روند نمایش داده می‌شود تا تلخ‌ترین بخش فیلم، که عبارت از‌‌ رها کردن پرنده‌های دربند در وسط بیابان محل برگزاری مسابقه بعد از اتمام جشنواره و اهدای مدال‌ها است، موقعیت نا‌به سامان این جانوران را نقب بزند. یکی از نماهای تماشایی و در عین حال حسرت بار این مستند، قرار گرفتن شاهینی دربند است که در پس زمینه‌اش، بالگردی در حال پرواز به دوردست است.
سچانک مستندی تماشایی با میزانسن‌های زیبا است که بدون توسل به گفتار متن، مخاطب را با خود به درون دنیایی مهیج و جذاب می‌برد. ویژگی مناسب این فیلم، خویشتن داری مستندساز در ارائه و نمایش احساسات خویش است. چنین اثری ظرفیت زیادی برای غلو کردن در ابراز عواطف جهت دلسوزی کردن برای حیوانات زبان بسته ای دارد که بهشان آزارهای خودخواهانه از طرف آدمیان اعمال می شود، اما خوشبختانه مشتاق گوهری این پتانسیل را مهار کرده و وزن و وقار اثرش را فدای سانتیمانتالیسم نساخته است.
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما