جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۴۰
کد مطلب : ۸۱۷۸

نقد محمدتقی فهیم بر مستند «چه کسی ما را کشت»

۰
نقد محمدتقی فهیم بر مستند «چه کسی ما را کشت»
مستند بحران یعنی همین ؟
مستند «چه کسی ما را کشت» ساخته محمدحسین جعفریان

محمدحسین جعفریان، هنرمند نام آشنای حوزه مستند‌های بحران و عرصه مقاومت جهانی، بازهم به سراغ موضوعی در کشورهای همسایه، افغانستان و پاکستان، رفته تا راز ۱۶ ساله یک واقعه هولناک تروریستی را برملا کند. بی‌تردید کمتر کسی به اندازه این شاعر و روزنامه نگار خراسانی، با فضای کار در افغانستان آشنا و پرداختن به مسایل، درد‌ها و رنج‌های این ملت جزو دغدغه و مسئله‌اش هست.
فیلم مستند همواره اصلیترین قوت‌اش، از ناحیه تحقیق و پژوهش صورت گرفته، بدست می‌آید که در صورت پیوند با شناخت مستندساز از زمینه‌ها، محیط و فضای روایت اثرش، خروجی قابل قبولی خواهد داشت، برای همین است که کارهای جعفریان، از جمله فیلم «حماسه ناتمام» درباره احمد شاه مسعود، کاری به تمام و کمال است؛ یعنی هرکس به جز این مستند ساز به آن موضوع نزدیک می‌شد احتمال اینکه در قد و قواره فیلم جعفریان ظاهر شود غیرممکن بود.
مستند «چه کسی ما را کشت» هم، از قوت‌های مبرهنی در راستای پژوهش برخوردار است. فیلمساز درعین اینکه زحمت و مرارت لازم را برای افشای یک راز کشیده است، تصاویر جذاب، حرف‌های بکر و شیوه درست روایت را به کار برده تا اثری تاثیر گذار خلق کند. درسراسر کار؛ دغدغه، فکر و همراهی با موضوع به چشم می‌خورد. خصوصا قاب‌های جعفریان در همپوشانی صحنه‌های بازسازی شده کمک زیادی به کشش و باورمندی مضمون کرده است.
اما «چه کسی ما را کشت» رنج فرمیک دارد، که این عوامل خود را به ساختار اثر هم تحمیل کرده است. در واقع جعفریان در هدف گذاری «گونه» ی کارش دچار تزلزل بوده است. آیا رویکردی به پرتره شهید «محمدناصر ناصری» داشته باشد یا در قالب جستجو، پیگیر کشف راز قدیمی بشود؟ رازی که در خود، جزییات قتل عام ۹ دیپلمات ایرانی در افغانستان را حمل می‌کند. فیلم از همین ناحیه رنج می‌برد. فیلمساز با معرفی شهید ناصری کلید می‌زند و زمان قابل توجهی را صرف این رویکرد می‌کند، بعد به دل واقعه می‌رود و آن را به افشای راز مورد نظرش بسط می‌دهد، اما نمی‌تواند اهم و فی الاهم کند، یعنی اولویت ببخشد. طبعا نمی‌توان منکر پیوند این موضوعات و مسایل با هم شد، طوری که به شدت درهم تنیده هستند، ولی کار سخت فیلمساز در این نکته و نقطه بوده تا با انتخاب درست پیرنگ، موفق در ارایه ریختی درست و اصولی بشود.
ولی فیلم رنج دیگری هم دارد. این نقص شاید اعم قدرت خود را در مضمون به رخ می‌کشد. جعفریان، با خود و دیگران رودربایستی داشته تا آنجا که به محافظه کاری درغلطیده است. چرا و چگونه؟؛ فیلمساز، گاهی و لختی به وادی اعتراض پا می‌گذارد (صحبت‌های فرزند شهید ناصری و...) و می‌خواهد نقد مدیریت و سیاست کند (فصل‌های حضور علاءالدین بروجردی و سکانس‌های نزدیک به پایان، آنجا که پای خرازی وزیر وقت امورخارجه را به میان می‌کشد) اما نیم بند حرکت می‌کند، چون ترس از عدم پخش و نمایش فیلم‌اش را داشته است، اتفاقی که الان هم افتاده است، ولی نه برای یک اثر تمام معترضانه، بلکه برای یک ورود ناقص و ضعیف. چنین گرایش‌هایی همواره باید یکدست باشد. شترسواری دولا دولا نمی‌شود. یا رومی رومی یا زنگی زنگی. خاصیت مستند‌های ماندگار و موثر در همین میدان خود را نشان می‌دهد.
«چه کسی ما را کشت» در فصل‌هایی نشان از وجود آدمی کارکشته و خلاق پشت دوربین دارد. کسی که می‌داند اگر فیلم مستند به روز نباشد و جسورانه به دل ماجرا نزند عقب افتاده و کهنه می‌نماید. برای همین گاهی تا عمق سرک می‌کشد و از مکتب خانه‌هایی می‌گوید که تروریست تربیت می‌کنند. اما کم است، چون درحال حاضر با وجود داعش در نزدیکی ما، حتی رسانه ملی خیلی بی‌پروا‌تر و جدی‌تر مبادرت به افشای اسلام طالبانی و نمایش صحنه‌های قساوت آمیز آن‌ها می‌کند. با تمام توصیفات فوق، جعفریان خوب عمل کرده است و حتی با درک موضوع تا پاکستان و نشستن پای صحبت «ژنرال حمید گل» رییس اطلاعات ارتش پاکستان و یا یکی از فرماندهان طالبان و... جلو رفته تا ما شاهد یک فیلم مستند با طراوت باشیم.
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما