پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۰۳
کد مطلب : ۸۱۴۵

نقد فهیمه غنی نژاد بر مستند «بافندگان خیال»

۰
نقد فهیمه غنی نژاد بر مستند «بافندگان خیال»
این تیره چشمان ِ روشن بین
مستند «بافندگان خیال» ساخته سیدمحمّد صادق جعفری

چند نابینا که در یک کارگاه کوچک قالی بافی (ظاهرا در قم) مشغول به کار هستند، نقطه ی مرکزی این فیلم را تشکیل می دهند. با گسترش فضای پیرامونی، احساسات و آرزوهای این افراد و همچنین دشواری ها و گوشه هایی از زندگی شخصی شان به تصویردرمی آید. می بینیم که آنها هم به هم دل می دهند، پیمان زندگی می بندند، فرزندان شان را (حتی اگر هفت تا با شند) به دانشگاه و خانه ی بخت می¬فرستند، شغلی دارند، خرید می کنند، غذا می پزند، جشن تولد می گیرند، ساز می زنند، آواز می خوانند، و هندوانه را سرخ می خواهند !
یکی از مشکلات این بخش کوچک از اجتماع، امرارمعاش آنهاست که مسئله ای اساسی و نیازمند بررسی و ارائه ی راه حل های جدّی است. فیلم، تلاش معدودی از ایشان را برای معاش، قاب می گیرد و نشان می دهد این قشر آسیب پذیر جامعه برای کسب درآمدی اندک و داشتن حدّاقلی از زندگی، چگونه به کارهایی سخت و موقتی یا پیش پاافتاده و غیر تخصّصی تن می دهد، بی آنکه از ایمنی اقتصادی و اجتماعی و تامین آتیه برخوردارباشد و از سایر توانایی هایش استفاده شود. به ویژه آنکه خودشان اذعان دارند جز چشم، چیزی از دیگران کم ندارند و به زبان می آورند که« شما از چشمتون استفاده می کنین، ما از حواسّمون». ماشین نویسی به خط بریل، قالی بافی از روی نقشه هایی به خط بریل، به جا آوردن فرایض دینیِ کسانی که دست شان از آن کوتاه است دربرابر دریافت وجه، دستفروشی و . . . . . مشاغلی هستند که نابینایانِ «بافندگان خیال» از طریق آنها روزگارمی گذرانند .
به نظرمی رسد مشکل بزرگ دیگری که این گونه کسان با آن دست به گریبان هستند، تنهایی شان است. با آنکه از فیلم می شنویم که برخلاف نگاهِ چشم که محدود است و فقط فاصله ای تا اشیاء دارد، نگاهِ تصوّر بسیار نامحدود است و گذرنده و تصویرساز؛ امّا نابینایانِ فیلم به تکرار از بیزاری و گریزشان از تنهایی می گویند و می بینیم پس، که تصوّرات ذهنی و تصویرسازی هرگز قادرنیستند همانند انسان، خلا تنهایی انسانی دیگر را پُرکنند.
بسیاری عوامل در«بافندگان خیال» گرد هم آمده اند امّا آنچه جایش خالی است، پاسخی به این پرسش است که وجه «سندیّت داشتن» در آن چه اندازه است؟ حتی با پذیرش این اصل که هر فیلم مستند(در حقیقت) یک برداشت و یک صورت از واقعیّت است و هرگز نمی تواند عینا قابل انطباق با خود آن واقعیت باشد؛ و همچنین با پذیرش اینکه سازنده ی فیلم مستند نیز می تواند تا حدودی در واقعیّت دخالت کند؛ باز هم میان عناصر شکل دهنده ی این مستند و وا قعیّت، فاصله ای توجّه برانگیز احساس می شود. «بافندگان خیال» معلوم نمی کند که گزارشی است از واقعیّت ، یا فیلمی است که بر اساس یک یا چند واقعیّت (که با یکدیگر تلفیق گردیده اند) ساخته شده است. چراکه درصورت گزارشی بودن، قطعا به ساختاری با واقع نمایی بیشتر که لازمه ی این گونه مستند هاست نیاز داشت و علاوه بر آن، به گفتارمتنی دقیق و قوی و روشنگرا نه که ا نتقال دهنده ی بسیاری اطلاعات مهم و مفید درباره ی آن محیط و آدم هایش، به علاقه مندانی باشد که از این نوع سینما توقعاتی دارند . درآن صورت، صحبت های قالی بافان و اطرافیان شان هم طبعا دامنه و ابعادی گسترده تر از درددل می یافت و مثلا میزان دستمزد و ساعات کار و تحت پوششِ بیمه بودن یا نبودن شان و از این قبیل را هم دربر می گرفت . در صورتی که اقتباس از واقعیّت باشد نیز دخل و تصرّف بیشتری را از سوی کارگردان در زمینه-های فیلمنامه، فرم، قاب تصویر، تدوین، لحن و بیان و نظایر آن می طلبید. درمجموع امّا، آنچه این مستند را به فیلمی برگرفته از واقعیّت نزدیک تر می کند، یکی فضای نسبتا انتزاعی اش است که نشانی مستقیمی از کجاییِ آن داده نمی شود و دیگر، امیدها و شادی های دستچین شده ای است که در میان این قشر محروم و رنجبر به نمایش درمی آید و دور از وضعیّت فردی و اجتماعی و اقتصادی آنها به نظرمی رسد. به عبارت دیگر، گمان نمی رود زندگی روزمرّه و روحیّات نابینایانی از این دست ، در واقعیّتی فقیرا نه و تاریک ، خیلی شبیه به چیزی باشد که در فیلم دیده ایم.
«بافندگان خیال» نگاهی انسان گرایانه دارد و یکی از محروم¬ترین اقشار جامعه را به قصد برانگیختن احساس مسئولیّت نسبت به آنان و بهبودبخشیدن به شرایط زیستی شان موردتوجّه قرارمی دهد. در این فیلم، تکّه هایی پراکنده از خلوت کسانی را میبینیم که ما را نمی بینند؛ و معلوم نیست از ما چه ها دیده اند که غمگنانه می گویند « خُب، دوست داشتیم یک دهکده داشتیم، کلا فقط ما نابینایان تویش زندگی کنیم ».

فهیمه غنی‌نژاد
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما