يکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۴۲
کد مطلب : ۷۳۰۶

نقد «ملخی غول شد»؛ مستندی درباره آدم نه آهن

۰
نقد «ملخی غول شد»؛ مستندی درباره آدم نه آهن
«ملخی غول شد» حاصل یک عمر تجربه در قالب یک مستند جذاب و خوش ساخت است. «محمدتقی فهیم» را به عنوان یک روزنامه‌نگار و فعال قدیمی بخش‌های مختلف روزنامه کیهان می‌شناسیم. کسی که شناختش از محیط فعالیت در یک روزنامه قدیمی، از طریق اینترنت و کتاب و شنیده‌ها شکل نگرفته و بخشی از تاریخ را به واسطه چند دهه فعالیت در این روزنامه، با همه وجود حس کرده است و این همان حسی است که از طریق این فیلم مستند شرکت کننده در بخش رقابتی جشنواره سی و دوم فیلم فجر می‌توان دریافت. دیگر نکته مهم، حضور کارگردان در بخش‌هایی از این مستند تاریخی است. حضور فهیم به عنوان یکی از کارشناسان، به مخاطب فیلم نشان می‌دهد او تا چه حد بر آنچه در دوران مختلف تکوین و توسعه این روزنامه در بخش‌های فنی و تحریریه گذشته، تسلط و آگاهی داشته و این آگاهی را از ورای گفت‌وگو با پیشکسوتان نویسنده، دبیر سرویس، مصحح و عکاس روزنامه به مخاطب ارائه کرده است.
ویژگی شاخصی که در مستند «ملخی غول شد» خود را می‌نمایاند و قطعا از نگاه انتخاب‌کنندگان این فیلم در جشنواره فیلم فجر دور نمانده، توجه فهیم فیلمساز به نقش تحقیق و پژوهش در سروشکل دادن به مستندی بوده که به جز صفحات رنگ‌ورو رفته اما همچنان زنده این روزنامه، سند تصویری دیگری در اختیارش نبوده است، به طوری که آن طور که پیش از آغاز عنوان بندی این مستند با قلمی که او بر دست دارد، به چشم می‌آید و بر کاغذ می‌نشیند، گردانندگان فعلی این روزنامه (به دلایل مختلف) با این مستندساز و روزنامه‌نگار قدیمی کیهان، همکاری نکرده‌اند و فهیم در واقع بر اساس دیده‌های خود، تحقیقاتی که از بررسی شماره‌های مختلف چند دهه این روزنامه به دست آورده و از ورای گفت‌وگو با کارشناسان، توانسته به فرم و محتوای دلچسبی برسد که در آن، همه چیز سرجای خود قرار دارد. او توانسته با ریتمی که بیننده را خسته نمی‌کند، بیشترین اطلاعات را در مورد تاریخچه این روزنامه و گردانندگان آن، ارتباطاتش با دربار، نفوذ نیروهای سیاسی و امنیتی در مقاطع حساس تاریخی (به ویژه تاریخ انقلاب)، ایستادگی و استقلال خودجوش پرسنل این روزنامه که گاه به اعتصاب می‌انجامد و سایر واقعیت‌های تاریخی، با ذکر سند تاریخی به مخاطبی ارائه دهد که روایت منصفانه و دور از دستکاری این مستند، کنجکاوی‌اش را برانگیخته است.
علاوه بر کارهای گرافیکی جالب توجهی که از تیتراژ شروع تا فصل‌بندی‌های فیلم وجود دارد، انتخاب پس زمینه صفحاتی از کیهان در لابه‌لای گفت‌وگوها و نیز انتخاب قطعات ترانه و موسیقی بر اساس فضای دورانی که مستند در بخش‌های مختلف روایت‌گر آن است، بیننده را به خوبی در میانه ماجراهای روایت شده در این مستند قرار می‌دهد و به این فضاسازی، حضور دو راوی (هوشنگ توکلی به عنوان راوی اصلی با حجم و اندازه مناسب تصویر و صدا و نیز مهدی فقیه که در جای‌جای فیلم، با صدای خود، خاطرات ثبت شده مصباح‌زاده از موسسان و اولین سردبیر این روزنامه را روایت می‌کند) بسیار کمک کرده است.
فهیم در انتخاب تصاویر و ایسنرت‌ها نیز با دقت عمل کرده و در شرایطی که به همان دلیل جالب توجه ذکر شده، راهی به ساختمان روزنامه کیهان نیافته، با استفاده از چندین تصویر معرف و نیز عکس‌ها و فیلم‌های آرشیوی، و صفحات مختلف روزنامه کیهان (حتی آگهی‌ها که در دوره‌های مختلف تاریخی روایت‌گر اقتصاد، فرهنگ، اجتماع و سیاست آن دوره است) توانسته مستندی بسازد که با وجود حضور چهره‌های مختلف روزنامه‌نگار، بیشترین میزان قضاوت را درباره یک سرگذشت تاریخی، بر عهده مخاطب می‌گذارد و این یکی از برگ‌برنده‌های این مستند به شمار می‌رود و این رویکرد، تا حد زیادی، امکان شبیه‌سازی یا مقایسه تاریخی را نیز برای او به وجود می‌آورد.
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فیلم، توجه این مستند به آدم به جای توجه به ابزار و آهن است. گرچه فیلم «ملخی غول شد» نام گرفته و به توسعه ابزاری روزنامه از دستگاه چاپ ملخی به دستگاه‌های پیشرفته اواخر دهه پنجاه و دستگاه‌های مدرن امروزی اشاره دارد، اما مسئله این مستند، نه ابزار است و نه گردانندگان و خط‌دهندگان که اتفاقا قدردانی از تلاش افرادی است که به خاطر منافع حرفه‌ای و صنفی و عشق به کار روزنامه‌نگاری در بخش‌های مختلف، و گاه با بیشترین فشارها و تحت بدترین شرایط، بیشترین بازدهی را برای این روزنامه داشته‌اند و به همین دلیل است که سازنده این مستند دست آخر، فیلم را به زحمتکشان این روزنامه تقدیم کرده است.
علی افشار
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما