چهارشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۴۷
کد مطلب : ۱۸۲۲
گفت‏و‏گو با شهرام درخشان به بهانه نمایش «مردمی که همه چیز، همه چیز، همه چیز دارند»؛

اموال وطن من به سرقت رفته است!

۰
اموال وطن من به سرقت رفته است!
بنابرگزارش «سینما تجربی» شهرام درخشان که تاکنون ساخت مستندهایی چون «کرانه های پارس»، «گنبد سوم»، «خانه ام روی تپه هاست»، «یک داستان پر آب چشم» و ... را در کارنامه هنری خود به ثبت رسانده است، در فیلم «مردمی که همه چیز، همه چیز، همه چیز دارند» به مسئله مصادره های فرهنگی پرداخته است. این فیلم چندی است که در سینما سپیده به نمایش درآمده و به این بهانه با شهرام درخشان به گفت و گو نشسته ایم:

چه شد که این موضوع توجه شما را جلب کرد؟

مقدمه ساخت این فیلم به این ترتیب بود که سال ها پیش فیلمی درباره خلیج فارس ساختم و موضوعی را که در آن فیلم جایی نداشت و لازم بود تا در فیلمی جداگانه به صورت متمایز بررسی شود، به این فیلم موکول کردم.

مصادره های فرهنگی مد نظرتان بود یا نقد خود کشور امارات؟

به نظر من این نقد شور امارات نبود بلکه اگر توصیفی از این کشور ارائه می شود غرض بیان مقدمه ای است تا مخاطب متوجه شود که چرا مصادره های فرهنگی توسط مدیریت این کشور( به عنوان نمونه) صورت می پذیرد. ما می بینیم که کشور امارات کشور جوانی است و می خواهد جلوه داشته باشد. به لحاظ نوسازی و هر آن چه به جهان مدرن مربوط می شود این جلوه گری به نحو چشمگیری صورت گرفته اما یک عنصر بسیار مهم در این تجلّی، غایب است : پیشینه تاریخی و فرهنگی ! که آن هم خزانه همسایه گشاده و ظاهراً بی مدعاست!به این ترتیب این کمبود نیز جبران شده.حالا هم در حقیقت همانطور که از نام فیلم پیداست مردمی شده اند که همه چیز همه چیز همه چیز دارند.

به نظر می آید نام فیلم کنایه ای از نداشتن است؟

بله، اینها تاریخ و پیشینه ندارند؛ البته حالا با کارهایی که انجام داده اند آن را هم به دست آورده اند.

آیا به کشور امارات سفری داشتید با از تصاویر آرشیوی بهره گرفتید ؟

من سفر کردم ولی آنجا دریافت مجوز تصویربرداری بسیار سخت و یا پر هزسنه بود به ویژه اگر می دانستند که هدف شما چیست. بنابراین بخش بزرگی از تصاویر را پنهانی گرفتم یا در قالب توریست تصاویر مورد نیازم را تهیه کردم.

تحقیق و پژوهش این فیلم به چه ترتیب بود؟

تحقیق فیلم مستند معمولا به این ترتیب است که به طور گسترده و در دایره وسیعی شروع می شود و بعد بر نقطه خاصی متمرکز می شود و معمولاً تنها بخش خاصی از تحقیق مورد استفاده قرار می گیرد. تحقیق این کار از دو سال پیش آغاز شد و بعد نیز دوباره تحقیقات اضافه و مجددی روی آن انجام شد که البته زمان بسیار زیادی برد.

فیلم شما ساختاری نریشن محور دارد. چرا از این ساختار بهره بردید؟

ما مخیر هستیم تا گونه های مختلف مستند را بسازیم. این فیلم را شاید بتوان مستند محض دانست. تعاریف نسبی ای که از این نوع مستند در نظر داریم این است که با نوع مستندی که اصطلاحاً ترکیبی معرفی شده و درآن از مصاحبه هم استفاده می شود متفاوت است. در تداول تولید مستند و بنابر تعریفی که البته جای بحث دارد، وقتی مصاحبه می آوریم مستند ترکیبی می شود. از طرف دیگر و گذشته از این مبحث که طولانی و پیچیده است، موضوع استفاده از مصاحبه در فیلم مستند نه حسن و نه عیب فیلم است. استفاده از یک ابزار برای پیشبرد هدف فیلم است. گاهی بنابر ضرورت می توان از آن بهره برد . گاهی هم ضرورتی برای این کار نیست.

بهتر نبود برای چنین موضوعی که بحث تاریخی است و این شبهه وجود دارد که ممکن است کارگردان جانبدارانه نگاه کرده باشد از ترکیب استفاده می گردید ؟

وقتی ما از فیلم مستند صحبت می کنیم در واقع پایه و اساس فکری مخاطب بر این است که فیلمی می بیند بر اساس اسناد و مدارک تهیه شده و شواهد آن گاهی زنده و در مقابل دوربین و گاهی اسنادی، بیجان و آرشیوی هستند. از طرفی مصاحبه و حضور شخصی به عنوان کارشناس نمی تواند دلیلی بر صحت یا غیر حقیقی بودن مطالب باشد. مخاطب می تواند نسبت به مصاحبه شونده هم همین نظر را داشته باشد.

به علاوه لازم نیست ما همه تصاویر آرشیوی و غیره را جلوی دوربین بیاوریم. در واقع فیلم هایی تحقیقی که قرار است اطلاعاتی را به بیننده ارائه می دهند کد دهنده هستند . مخاطب در صورت نیاز طبیعتا می توان تحقیقی بیشتر در اآن خصوص انجام دهد. هر فیلم خودش مقدمه یک تحقیق مفصل است.

نریشن هنگام نشان دادن تصاویر مربوط به ایران ناگهان تغییر لحن پیدا کرده و در آن از صفات پرطمطراق و ویژه استفاده می شد. علت چه بود؟

چندان هم پر طمطراق نیست! اما اگر چنین به نظر می رسد به این دلیل است که به هر حال من یک فیلمساز ایرانی هستم و درباره کشورم فیلم می سازم و احساس و عواطفم در مورد آن بیشتراست .به علاوه در این فیلم اموال من( وطن من) به سرقت رفته و طبیعتا خودآگاه و ناخودآگاه من هستم که از این وضعیت شکایت دارم.

توجه به موضوع مصادره های فرهنگی را تا چه حد ضروری می دانید؟

فرهنگ و هنر یک جامعه و دستاورد هنری اش هویت آن جامعه است و یک ملت با این چیزها شناخته می شود. من به عنوان فیلمساز با آثاری که صاحبش هستم شناخته می شوم. فکر می کنم که این قضیه خیلی مهم است که ما باید از هویت ملی و فرهنگی خودمان دفاع کنیم به خصوص اینکه در این میان حقوق ما نفی می شویم. یعنی نه تنها اثر ما دزدیده می شود بلکه هم ما و هم هویت مان کم کم انکار هم می شود . گویی که اصلا وجود نداشته ایم و ما را صاحب هیچ چیز نمی دانند.
مخاطب این فیلم ها چه کسانی هستند؟

من معتقدم مخاطب این فیلم ها نه ما و نه کشورهای سارق، بلکه کسانی هستند که تماشاچی این امر بوده و از این رو باید در جشنواره های خارجی این فیلم ها را نشان دهیم.

برای حضور این فیلم در جشنواره های خارجی تلاشی شده است؟

البته تصور من این است که به عنوان کارگردان نمی بایست تلاشم بر این باشد تا فیلم را حتما در جشنواره ها و یا سینماهای بیرون از ایران نشان دهم. بلکه این سرمایه گذاران اند که باید اقدام کنند. آنها سرمایه گذاری کرده اند و متولی حقوقی فیلم شناخته می شوند. اما همین فیلم من الان کجاست؟ در آرشیو مرکز! یا فیلمی دیگر در آرشیو تلویزیون ! این بی توجهی سرمایه گذاران است اگر این فیلم مخاطبان واقعی اش را نمی یابد. به نظر می رسد که فیلم من فراموش شد بی آن که به هدف اش برسد. ( البته به جز جایزه ای که با یک بار( و تنها بار) شرکت در جشنواره حقیقت دریافت کرد) همچنان که خود من نیز به عنوان سازنده آن فیلم، فراموش شدم!


ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما