يکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۲۵
کد مطلب : ۱۵۱۵۳

آقای سینایی! چقدر زود به زود تنها می‌شویم

۰
آقای سینایی! چقدر زود به زود تنها می‌شویم
به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی سینماتجربی، متن کامل دست‌نوشته‌ی محمد مقدم به این شرح است:
چقدر زود به زود تنها می‌شویم
بودنش هراس زیستن در این جهان را بر ما کمتر می‌کرد، چرا که همواره در آثار و سلوک شخصیش به ما یادآور شد آگاهی و رنج آگاه‌شدن آمیخته به لذتی است با کشف زیبایی و برانگیختن خود و دیگران به دیدن و جستن و آمیختنی سرشته به معرفت؛ بی‌غوغای روایت‌های جعلی و وارونه، هم‌چون شیدایی در وصل معشوق، بستر بی‌قراری می‌آفرید. حسرت در آثارش می‌شکفت و شگفتی را ارمغان می‌آورد.
اهل تردستی و ساختن به سیاق و برای پسند دیگران نبود. جهان را آن‌گونه که شناخته و دریافته بود به ما نشان داد. در فهم نشده یا نه پسندیده‌ترین آثارش هم یک چیز وضوح داشت: عاطفه‌ای سالم و دانشی بی‌تکلف که ریشه‌های عشق به هنر، آگاهی و سرزمینش را به ما نشان می‌داد.
اکنون قدردیده و ندیده با انبوهی از شیدایی‌ها و رویاهای ناتمامش، مرد رویاساز ما را در حسرت نادیده‌های بسیاری از خود تنها گزارد.
اگر فرصتی بود تا بار دیگر در جایی بهتر می‌دیدمش، حتماً گله‌مندانه می‌پرسیدم: آقای سینایی چرا ما را چشم به انتظار گذاشتید... چرا ما را تنها گذاشتید...
 
تا چراغی روشن شود
سردی آهن وخاک
آنسوی هیاهو
انتظارت را می‌کشد
می‌روی
میان سایه و نور
آوازهای سکوت
بدرقه‌ات می‌کنند...
مرثیه گمشده
گفتگو با سایه
را
در کوچه‌های عشق
به
آوای که عتیقه می‌شود
وصل می‌کند.
 
 
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما