دوشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۱۶
کد مطلب : ۱۱۴۳۰
گزارش جلسه نقد و بررسی فیلم مستند «پنجاه سالگی»

ثبت لحظه‌های دشوار زندگی؛ از چشم دوربین خانوادگی

۰
ثبت لحظه‌های دشوار زندگی؛ از چشم دوربین خانوادگی
به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، در ابتدای این برنامه که به مناسبت دومین سالگرد درگذشت زنده‌یاد مرتضی ندایی و با حضور مدیرعامل مرکز، معاونین و جمعی از فیلمسازان سینمای داستانی و مستند نظیر کیومرث پوراحمد، اُرد عطارپور، مهناز افضلی، محمدحسن دامن‌زن، سعید رشتیان، رهبر قنبری، محمد جعفری، محسن استادعلی و... برگزار شد، ناصر صفاریان، مسئول جلسه‌های نمایش فیلم و مجری برنامه، ضمن خیر مقدم به مژگان صیادی و صبا ندایی (تهیه‌کننده و کارگردان فیلم مورد بحث) به نحوه‌ی ارتباط این فیلم با تماشاگرانی که هیچ شناختی از زنده‌یاد مرتضی ندایی ندارند اشاره کرد و آن را یکی از مهم‌ترین امتیازهای «پنجاه سالگی» برشمرد.
وی سپس از صبا ندایی خواست تا درباره‌ی نحوه‌ی تصمیم‌گیری نسبت به ساخت فیلمی درباره‌ی پدر خود توضیحاتی ارائه کند. وی در پاسخ به این پرسش گفت: «پدرم پیش از فوت، تصمیم داشت با همکاری مرکز گسترش [سینمای مستند و تجربی] مستندی درباره‌ی ابوالحسن صبا بسازد. ایشان به کارهای این آهنگ‌ساز برجسته‌ی ایرانی بسیار علاقه داشت و ساخته‌های او را از دوران کودکی دنبال کرده بود. اما متاسفانه زمانی که طرح یاد شده مورد تصویب قرار گرفت، بیماری او دیگر خیلی پیشرفت کرده بود و عملاً فرصت چندانی برای ساخت آن فیلم وجود نداشت.»
ندایی گفت: «زمانی که مراحل ساخت آن فیلم به جریان افتاد، قرار بود در مرحله پژوهش به پدرم کمک کنم اما بیماری، مهلک‌تر از آن بود که توانایی ادامه‌ی کار را به او بدهد. به همین دلیل به همراه سایر اعضای خانواده تصمیم گرفتیم با ضبط تصویرهایی به او کمک کنیم تا فیلم خود را بسازد و این نقطه‌ی آغاز ضبط تصویرهایی از پدرم بود.»
وی در ادامه، در پاسخ به پرسش ناصر صفاریان درباره‌ی واکنش زنده‌یاد ندایی نسبت به ضبط تصویرهای پراکنده از او گفت: «این فیلم، روندی معکوس دارد و هرچه جلوتر می‌رویم به تصویرهایی در گذشته برمی‌گردیم. خود این تصویرها نشان می‌دهد که خانواده‌ی ما از کودکی با حضور دوربین در خانه آشنایی داشته و به نوعی می‌توان گفت ما با دوربین بزرگ شده‌ایم.»
وی سپس در پاسخ به پرسش مجری برنامه درباره‌‌ی نحوه‌ی دخالت مرتضی ندایی در ساخت مستند «پنجاه سالگی» گفت: «به‌هرحال ما اعضای خانواده‌‌اش بودیم و طبعاً نسبت به انجام این کار مخالفت یا دخالت نمی‌کرد. سختی انجام چنین کاری این بود که بتوانم تمهیدی فراهم کنم جلوه‌ی دیگری از پدرم را در این فیلم به تماشاگران نشان بدهم.»
صحبت‌های مژگان صیادی (همسر زنده‌یاد ندایی) بخش دیگری از این جلسه‌ بود. وی با اشاره به تلخی نهفته در فضای «پنجاه‌سالگی» گفت: «از این که فیلم را تحمل کردید سپاس‌گزارم. خود من بارها این فیلم را دیده‌ام اما هر بار که آن را می‌بینم قلبم فشرده می‌شود.»
صیادی گفت: «متاسفانه در ذات این فیلم، تلخی خاصی وجود دارد ولی ما سعی کردیم کاری کنیم تا با وجود این تلخی، سرشار از زندگی باشد.»
وی گفت: «شما در هنگام تماشای این فیلم، حدود شصت دقیقه با زندگی من همراه شدید؛ و این در حالی‌ است که چنین فضایی همواره در زندگی من حضور داشته است. زندگی پر جنب و جوشی که متاسفانه مرگ همسرم به‌شدت آن را تحت تاثیر قرار داد.»
صیادی افزود: «درست است که ضبط تصویر از مرتضی به مناسبت ساخت فیلمی درباره‌ی ابوالحسن صبا انجام می‌شد اما انجام این کار بیش‌تر بهانه‌ای بود تا او حرف بزند؛ و من تا جایی که می‌توانم این لحظه‌ها را به ثبت برسانم. در حقیقت می‌توان گفت «پنجاه‌سالگی» تنها بخش کوچکی از تصویرهایی است که من از باقی‌مانده‌ی حضور مرتضی ندایی گرفته‌ام.»
صیادی افزود: «در طول بیماری همسرم من بیش‌تر به این فکر می‌کردم که تنها چیزی که برای پسرانم باقی خواهد ماند همین تصویرهاست. تصویرهای پراکنده‌ای که به‌طور حتم به آن‌ها کمک خواهد کرد عقب‌نشینی نکنند و به سخت‌کوشی پدرشان ادامه بدهند.»
صحبت‌های امیر پوریا، منتقد مهمان برنامه، بخش دیگری از جلسه‌ی نمایش «پنجاه‌سالگی» بود. پوریا با اشاره به فضای تلخ فیلم گفت: «اولین‌بار که «پنجاه‌سالگی» را دیدم آن‌قدر تحت‌تاثیر قرار گرفته و منقلب شده بودم که نمی‌توانستم صحبت کنم.»
پوریا گفت: «فارغ از جنبه‌ها‌ی حرفه‌ای، نیاز ساخته شدن چنین فیلم‌هایی وجود دارد. فیلم‌هایی که به تعبیر وودی آلن، ساخته شدن آن‌ها را می‌توان نوعی «تراپی» یا درمان دانست و قابلیت آن را دارند تا چیزهایی که مسیر عمر آدم و ذهن او را مسدود می‌کنند را به ثبت برسانند.»
وی «به نمایش گذاشتن ترس‌های زندگی» را یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این فیلم برشمرد و گفت: «وقتی مجبور باشی درباره‌ی این ترس‌ها صحبت کنی، باور کردن و پذیرش آن آسان‌تر جلوه می‌کند؛ و این شاخص‌ترین ویژگی مستند «پنجاه‌سالگی» است که موفق به انجام آن شده.»
صحبت‌های مژگان صیادی درباره‌ی نحوه‌ی ساخت این فیلم، بخش دیگری از این جلسه بود. وی در پاسخ به پرسش مجری برنامه در این خصوص، ضمن اشاره به حجم بسیار زیاد تصویرهایی که از زندگی زنده‌یاد مرتضی ندایی به یادگار مانده گفت: «صبا در هنگام انتخاب راش‌ها برای تدوین فیلم باید با تمام نماهای به‌جا مانده از پدرش روبه‌رو می‌شد و از میان آن‌ها دست به انتخاب می‌زد. در این مرحله، بهادر فتاح‌طاری به ما پیوست و در هماهنگی کامل با صبا، تدوین دشوار این فیلم به‌شدت احساسی را بر عهده گرفت.»
در این بخش از جلسه، عارف ندایی، دیگر فرزند ندایی که در سالن حضور داشت با اشاره به دشواری‌های تدوین «پنجاه‌سالگی» گفت: «بیماری پدرم ماه‌ها طول کشید و ما در ماه‌های پس از وقوع این اتفاق مشغول بازبینی نماهایی بودیم که داغ دل‌مان را تازه می‌کرد. اما از نگاه من، برادرم (صبا) نابغه‌ای بود که بی‌رحمانه توانست قید برخی تصویرها را بزند و از بقیه‌ی تصویرها در نسخه‌ی نهایی استفاده کند.»
در بخش پایانی این جلسه، امیر پوریا «اشاره به بخش‌های برجسته و ماندگار زندگی» را یکی از دستاوردهای جانبی «پنجاه‌سالگی» برشمرد و گفت: «به‌طور حتم کسانی که درگیر ساخت این فیلم بوده‌‌اند با خود فکر نمی‌کرده‌اند که در حال انجام کار مهمی هستند؛ و این برای آن‌ها مثل ثبت لحظه‌ای از جریان مدام زندگی بوده است.»
پوریا گفت: «از این زاویه می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «پنجاه‌سالگی» تاثیرگذاری بر تماشاگرانی است که نسبت به جاری بودن لحظه‌های زندگی کم‌تفاوت هستند و شاید بتوان گفت دل‌شان نمی‌خواهد گذر عمر را باور کنند.»
صبا ندایی نیز با تایید این نکته گفت: ما بعد از این فیلم موفق شدیم راه‌مان را پیدا کرده و به زندگی‌ ادامه بدهیم. در حقیقت درست بعد از تمام شدن این فیلم فهمیدیم با تمام آن تلخی که دچارش بوده‌ایم در حال جلو رفتن بوده‌ایم؛ و به‌هرحال این هم بخشی از زندگی بوده و هست.»
بخش پایانی جلسه‌ی شب گذشته به صحبت‌های مژگان صیادی، تهیه‌کننده‌ی فیلم «پنجاه‌سالگی» اختصاص داشت. وی با اشاره به مراحل ساخت این فیلم به‌عنوان نوعی درمان روحی گفت: «در شرایط بسیار سخت حاکم بر ساخت این فیلم، دوربین تصویربرداری به من به عنوان یک زن، همسر و مادر کمک کرد تا خودم را پیدا کرده و نسبت به حوادث پیرامون خودم مقاومت کنم.»
وی گفت: «الآن که فیلم را می‌بینم احساس می‌کنم برخی نماها خیلی بی‌رحمانه ضبط شده اما در شرایط بسیار سخت و دشواری که من و خانواده‌ام درگیر آن بودیم، این، تنها راه برای التیام وضعیت ما بود. وضعیتی برای ثبت کردن آخرین لحظه‌های زندگی همسر و پدری که می‌دانستیم به‌زودی او را از دست خواهیم داد.»
صیادی افزود: «خوش‌حالم که فرزندانم (صبا و عارف ندایی) در ساخت این فیلم با من هم‌فکری و همکاری کردند. فهم مشترکی که در ساخت این فیلم وجود داشت باعث شد که در حال حاضر یک خانواده‌ی قوی و محکم باشیم. خانواده‌ای که مایه‌ی افتخار من است.»
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما