رضا مجلسی نویسنده، تهیهکننده و کارگردان بیش از 30 فیلم مستند و داستانی است. فيلمهاي او تا به حال در جشنواره هاي ذاخلي و خارجي مانند جشنواره فيلمهاي قوم نگاری بلگراد صربستان،فستيوال دو سالانه مردم شناسي كادكا اسلواكي ،فستیوال فیلم کوتاه تونس، فستیوال مستند و انسانشناسی پارنو، جشنواره جشنواره هاي فیلمهای ورزشی میلان، جشنوارههای اودنسه دانمارک، اورا پرتغال، ایمولا ايتاليا، المپیا يونان، آبورن استراليا، فروم داك برزيل و... شركت داشته و توانسته جوايزي مانند جایزه اول بخش فیلمهای مردمشناسی و قومنگاری «تورون برنزی» از جشنواره کادکا2006، جايزه بخش بين الملل فستیوال مردمشناسی بلگراد2008، جایزه اصلی بخش فیلمهای مستند مردمی فستیوال دوسالانه مردمشناسی كادکا 2008، جايزه سه دوره برگزاري جشنواره بين المللي رشد، جايزه سه دوره جشنواره سينماي مستند كيش و.... را از آن خود كند.
«بيبيتاب»، «زمزمههاي بينام و نشان»، «و قصه مرا پاياني نيست»، « مجموعه مستندازسرزمين سبز»، «چرخ گردون»، «امه خانم»، «سفرنامه سبا»، «اين سخن آبي است...» از ديگر فيلم هاي رضا مجلسي است . آخرين فيلمي كه از شما اكران شد،«سپيده علم كشيد» بود كه در فجر و چند جشنواره خارجي حضور داشت، جرقه اوليه ساخت اين فيلم چطور به ذهنتان رسيد؟ اين فيلم، مستندي مردمشناسي است و طي تحقيق براي موضوعهاي ديگر، با اين سوژه برخورد كردم. هر فيلم من از دل فيلم قبلي بيرون ميآيد و فيلمهايم با هم نوعي ارتباط دارند، اين سوژه هم در حين تحقيقات فيلم آخرم كه درباره نوروز بود، در زمينه آيين ها و مراسم اقوام مختلف به ذهنم رسید. اين فيلم درباره قومي به نام مراغيها است كه در ارتفاعات البرز مركزي در منطقه الموت زندگي مي كنند و به آنها كلهبزيها هم ميگويند. اين نامگذاري در آغاز جنبه توهين نداشته، بلكه به نوعي به يكي از مراسم آنها که پيشگويي درباره وضعيت آب و هواي سال كاري آينده بوده، اشاره دارد، البته اين نامگذاري دلايل ديگري هم دارد كه در فيلم به آنها اشاره شده است. در کل باید بگویم که اين فيلم تحقيقي درباره زمينه هاي مختلف باورها و ريشههاي كهن اين قوم است.
تحقیق در فیلم مستند را چگونه تعریف می کنید؟
تحقيق در فيلم مستند به معنای رجوع به منابع تحقيقي مكتوب و آكادميك نيست، بلکه به معنای تسلط و احاطه بر موضوع چه از جنبه نظري و چه از جنبه ميداني است. وقتي شما روي موضوع تسلط داشته باشيد، ممكن است مفاهيم پيراموني نیز نظر شما را جلب كند، یعنی از دل یک سوژه، سوژه های دیگر نیز بیرون می آید.
- تا چه اندازه توانستيد با اين مردم ارتباط برقرار كنيد؟
آنها مردماني مهربان و مهماننواز هستند ولي در زمینه اعتقادات و کنکاش در زندگی شان، پنهانكاري ميكنند. در طول دهه های گذشته نیز هر گاه که محققان مختلف به دنبال اين موضوع رفته اند، نتوانسته اند اطلاعات زيادي پيدا كنند.
- دليل اين پنهانكاري چه ميتواند باشد؟
مسائل تاريخي باعث شده است كه آنها اين پنهانكاري داشته باشند و به هيچوجه اعتقادات خودشان را بروز ندهند.
- شما در اين فيلم تا چه اندازه توانستيد به حقيقت زندگي و عقايد آنها برسيد؟
مفاهيم تحقيقي در این فيلم قطعيتي ندارد، چون آنها در طول صدها سال آيينهاي خودشان را بروز نداده اند.
- يعني شما در جايگاه فيلمساز نيز نتوانستيد به ميان آنها راه يابيد؟
من فيلم را در ميان آنان ساختم اما تحقيقات محققان هم در اين زمينه قطعيت ندارد، چرا که شايعات نادرستي وجود دارد، مثلا برخی می گویند كه اگر كسي بخواهد از راز آنها سر دربياورد، كشته ميشود! آنها تا به حال اطلاعات زیادی درباره خودشان بروز نداده اند، گويا حتي در برخي از مراسم خاص آنان فقط بزرگان قوم مي توانند حضور يابند.
اگر در اين فيلم مسائل تحليلي مطرح شده است، به كمك همان منابع محدود ومكتوب بوده است كه البته در موارد بسياري فقط حدس و گمان بوده، البته منابع آكادميك در اين زمينه متعدد نيست. اين را هم بگوييم كه اگر چيزي درباره آنها كشف شده است، بيشتر توسط محققان و تحصيل كرده های مهاجر خودشان بوده است.
- کدام مسائل تاريخي موجب پنهانكاري آنها شده است؟
هر خرده فرهنگی در مواجهه با فرهنگهای غالب در معرض استحاله قرار می گیرد. شاید آنها وقتي مي دیدند كه يك كيش و آيين چگونه خيلي راحت ميتواند فراموش شود، طریق پنهانکاری را برگزیدند تا در طول قرنها باقی بمانند.
در اين فيلم يك نفر به عنوان راوي بود كه ما بتوانيم از بیرون با آنها ارتباط داشته باشيم اما روايت کلی فیلم از نگاه خودم است. آن بخشهايي از فيلم كه در هالهاي از ابهام است، از زبان یک معلم گفته شده است که سالها پیش مدتی در میان آنان بوده است.
این را هم باید بگویم که تحقيق میدانی در اين فيلم امري تقريبا ناممكن به شمار ميآمد. من ماهها درباره اين كار تحقيق كردم، به این معنی که سه سفر به آنجا داشتم. هر بار هم سه چهار روز در آنجا ماندم، قبل از آن هم در اين زمينه مطالعه كرده بودم. بنابراین فيلمنامه دقيق و مشخصي داشتم، حتي از پیش مضمون اين مصاحبه ها مشخص بود. فيلمبرداري كار هم بسیار طول كشيد،
- منابع مكتوبي هم در اين زمينه بود كه مورد استفاده قرار بگيرد؟
تعداد منابع مکتوب در این زمینه زياد نيست، من از كتابهايي چون «مينودر» محمدعلي گلريز بود و «ميراث اسماعيليه در ايران» مير ابوالقاسمي استفاده کردم، جزوههاي تحقيقاتي و نيز مقالات مردمشناسي هم در اين زمينه به من كمك كرد.
محمدعلي بياباني كه 4-5 سال بخشدار منطقه بوده است نيز جزوه اي در اين زمينه منتشر كرده است كه تقريبا در تمام منابع بعدي به آن نوشته رجوع شده است، با اين همه رازآلودگي باورهاي اين قوم همچنان وجود داشته و دارد. اين كتابها و نوشته ها هم در مجموع نتوانستهاند به چيزي قطعي برسند. مردم اين قوم خودشان ميگويند كه مسلمان هستند اما كيش آنها به قبل از اسلام يعني به پيش از اديان توحيدي برميگردد.
- مردم این قوم جدا از آيينهايشان، چگونه توصیف می شوند؟
آنها درمعاشرت با ديگران خيلي خوب و مهربانند.در مهمانيها و حتي عروسيهايشان مردم ديگر به راحتي حضور مي يابند اما آنجا كه مي خواهيد به اسرار آنها پي ببريد، چيزي دستگيرتان نمي شود، زیرا كسي نميتواند به مراسمهاي ويژه آنها راه پيدا كند.
البته واقعا ممکن است امروزه دیگر مراسم خاصی نداشته باشند،با توجه به اينكه بسياري از روستاهاي آنها با دنیای امروزمرتبط شده است.
این را هم بگویم که این کفيلم زماني ساخته شده که به نظر من، آنها به پايان باورهاي خودشان نزديك شدهاند،
بدون اينكه قدرت قهاري وجود داشته باشدو بخواهد آنها را حذف كند، كيش آنها در روند تاريخي رنگ مي بازد و فراموش مي شود. يكي از ويژگي هاي اين قوم زباني است كه به آن تكلم مي كردند و اكنون بسيار محدود شده است، اگر چه چند سال پيش از سوي سازمان ميراث فرهنگي براي ثبت در يونسكو پيشنهاد شد.
يكي از دلايلي كه آنها صدها سال دوام آوردهاند، اين بوده كه مكانهاي زندگي آنها دور از دسترس بود، مثلا شما 6 ماه از سال را اصلا نميتوانستيد به آنجا برويد. فكر مي كنم اين فيلم بازتاب مرحله گذار اين قوم باشد، مرحلهاي كه از پيشاتمدن به امروز رسيدهاند و به تدريج به فراموشی سپرده خواهند شد.من فكر ميكنم كه در سال های بعد فقط اسمي آز آنها باقي بماند. ویژگی دیگر این فیلم هم تنها ارائه منبع تصویری در باره این قوم است و پیش از این فیلمی در این خصوص ساخته نشده است.
- قومي كه در فيلم شما تصوير شده اند ،دقيقا كجا زندگي ميكنند؟
منطقه آنها از قزوين به سمت شمال شرق شروع می شود، يعني در ارتفاعات البرز مركزي در منطقه الموت زندگي ميكنند. همين حالا هم زمستان نميشود به آنجا رفت...
- اين فيلم را در ادامه فيلمهاي ديگرتان ميبينيد يا اينكه آن را فيلمي كاملا متفاوت به شمار ميآوريد؟
هر دو حالت وجود دارد. هر فيلمسازي در خط و مسير مشخصي كار ميكند، اكثر فيلمهاي مستند من موضوعات مردمشناسانه داشته است و اما با توجه به ساختار فيلمها كه از صافي روايت فردي سازنده عبور مي كند، براي بعضي از دوستان جاي سئوال دارد كه ميتوان اسم اين فيلمها را قومنگار گذاشت يا نه، چون فيلمهاي من با گزارش صرف متفاوت است و نوعي دخل و تصرف دارد.
- درباره اين شكل نگاه كردن كه فيلمهايتان را از حالت گزارشي صرف خارج ميكند، بيشتر بگوييد.
به نظر من، واقعيت، امر واحد نيست و ميتوان از جنبههاي مختلف به آن نگاه كرد، براي مثال آيينهايي كه در عاشورا برگزار ميشود، تصويري عمومي دارد اما اين واقعيت ميتواند به شكلهاي مختلف و زواياي متفاوت بیان شود، مثلا كسي ميتواند فقط به شكل آيين نگاه كند، ديگري تصاويري عميقتر مد نظرداشته باشد. من فكر ميكنم حتي گزارشيترين كار هم از صافي ذهن فردي آدم ميگذرد، چون واقعيت موجوديت متكثري دارد. هر كارگرداني كه به موضوع مردمشناسي ميرسد، نحوه ارائهاش در آن موضوعي كه ارائه ميدهد، تاثير ميگذارد.
- «سپيده علم كشيد» به همراه مستندي ديگر از ساخته هاي شما در جشنواره فيلم رشد نيز شركت كرده بود ...
فيلم ديگر مستندي علمي آموزشي بود كه به سفارش استانداري گيلان ساخته شده است با عنوان «جور ديگر ديدن» كه جايزه ويژه هيئت داوران جشنواره رشد امسال راهم دريافت كرد. موضوع اين فيلم مفهوم خلاقيت و نوآوري است، با اين نگاه كه مفاهيم خلاقيت ميتواند به صورت مدون باشد كه قابل آموزش است و بر اساس اصول ثابتي است. مسئله مدون ساختن مفاهيم خلاقيت چند سالي است كه به محافل علمي راه يافته است. در اينباره در ايران هم سايتها و مراکز مختلفي وجود دارد .
- يكي ديگر از فيلم هاي شما ، مستند«اين سخن آبي است...» اين فيلم هم در ادامه دیگر فیلم هایتان به مسائل یک قوم می پردازد.
این فیلم که يك قسمت از مجموعه شكوه شكفتن است، براي شبكه 4 ساخته شد. مضمون آن درباره آيينها و مراسم سال نو در شمال ايران بود؛ پيوندهايي كه آيينهاي نوروزي با آب و گياه دارند. موضوع گفتار متن هم که فيلم بر بستر آن ميگذرد، آيينها و روايتهاي آفرينش در متون كهن و ديني است، خود متن هم نوعي گرتهبرداري از قرآن، انجيل و تورات و متون كهن ديني است.
اين آيينها نزديك به نيم قرن است كه منسوخ شدهاند، مثلا ما چيزي به نام نمايش «عروس گوله» را ديگر نداريم. من در اين كار از چند بازيگر محلي نیز استفاده كرده ام . در اين آيين نمايشي بازيگران هر يك حضوري نمادين دارند، يكي به معناي نماد بهار و ديگري نماد پير دانا لباسهاي خاصي را ميپوشند؛ اينها نمادهايي از كهنالگوها هستند. من سعي كردم با اين صحنهها واقعيت از دست رفته را بازسازي كنم، هر چند اين بازسازيها نيز با مستنداتي كه در اين زمينه وجود داشت، شكل گرفت. اين را هم بايد در نظر داشت كه جايي از اين بازسازيها نگاه راوي هم دخالت ميكند.
در اين فيلم نگاه به سال نو هم جنبه اسطورهاي دارد و هم جنبه اجتماعي و ما سعي كرديم با نوعي جامعيت نگاه به اين سمت حركت كنيم و زاويه ديد كليتر و دقيقتري به اين آيين ها داشته باشيم و نه اينكه تنها ظاهر قضيه را نشان بدهيم.
- بنابر صحبتهايتان تحقيق فيلمهايتان به عهده خودتان است؟
معمولا خودم انجام ميدهم و البته اين دليل دارد؛ همانطور كه قبلا گفتم تحقيق مستند با تحقيق آكادميك متفاوت است. تحقيق مستند بايد موجز باشد و به بهترين شكل برای انطباق تصويري ارائه شود، ضمن اینکه ظرفيتها سینمایی را به بهترين شكل قابل ارائه در خود داشته باشد. مفهوم تحقيق در سينماي مستند با تحقيقهاي ديگر يكي نيست و به اين معنا است كه محقق تسلط كافي روي موضوع انتخابي داشته باشد. هر چند بسیاری وقتها لازم است كه از كسي ديگر كه در اين زمينه كار كرده نيز كمك گرفت. من در كارهايم از هم محققانی که در زمينه موضوع فیلم کار کرده اند، کمک می گیرم و هم از منابع مكتوب استفاده ميكنم.
به نظر من، در سينماي مستند كارگردان باید محقق اصلي كارش باشد و در كنار اين تحقيق، از منابع و پژوهش هاي ديگران نیز بهره بگيرد، اين را هم بايد در نظر داشت كه فيلم براي كجا ساخته ميشود، اگر فيلم ما قرار است موضوعي را در قالب مردمشناسي مطرح كند كه شكل عامتري داشته باشد، بايد كارگردان وجه تحقيقي فيلم را متناسب با مخاطب آن در نظربگيرد. در فيلمهاي من بخش تحقيق در خدمت فيلم و مخاطب است.
- ارتباط مردمشناسي و فيلمسازی را چگونه ميبينيد؟
بسياري از فيلمهاي داستاني از آثار ادبي اقتباس ميشود؛ يعني پيوندي ميان دو دنيا برقرار ميشود. درباره موضوع مردمشناسي هم همينگونه است.
- چطور شد كه فيلمساز شديد؟
من در دوره دبيرستان به شدت به ادبيات علاقه مند بودم ، پس از آن در انجمن سينمای جوان چند تجربه كوتاه داشتم و كمكم اين مسير را دنبال کردم. اما در كل فكر ميكنم كه علاوه بر علاقه و پیگیری، شرایطی هم بايد وجود داشته باشد که انسان بتواند در مسيري قرار بگيرد.
- در فيلمسازي به دنبال چه هستيد؟
فيلم بهعنوان یک مديوم هنري امکان این را فراهم می کند كه راهي براي ارائه دغدغههاي ذهنی خود داشته باشید و با گستره وسیعی از مخاطبین در ارتباط باشید. كارهاي من از نظر انتخاب موضوع در نکاه اول از مسائل شخصي دور است اما معتقدم که هر انسانی به تاريخ گذشتهاش وابسته است و شخصیت فردی اش در كهن الگوهاي جمعي ريشه دارد، كهن الگوهايي كه در زندگی شخصی اش زنده و جاري و ساري است.
فكر ميكنم كه وقتي درباره آيينهاي شمال ايران كار ميكنم، در جايي ميتوانم به شخصيت فردی خود نيز برسم.
گفتوگو: معصومه کیانی
|